الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
119
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
بها قبل ابتدائها . . . ) نه تنها از خود آنها و ابتدا و انتهايشان با خبر بود بلكه لوازم و جوانب و علل و آثار آنها را نيز مىدانست . به طور مسلّم كسى كه از همهء اين امور آگاه باشد و قدرت و توانايى بر انجام آنها داشته باشد ، مىتواند به طور دقيق هر كدام را در جاى خود قرار دهد و به هر يك ، هر چه لازم دارد بدهد و در مسير وجود و حياتش هدايتش كند و به كمال مطلوبش برساند . نكتهها 1 - آيا اسم « عارف » بر خداوند اطلاق مىشود ؟ بعضى از مفسّران نهج البلاغه در اين مسئله ترديد كردهاند كه آيا مىتوان خداوند را توصيف به « عارف » نمود . سرچشمهء اين ترديد در واقع دو چيز است : نخست اين كه به گفتهء « راغب » در « مفردات » معرفت و عرفان به معنى ادراك چيزى با تفكّر و تدبّر در آثار آن است يا به تعبيرى ديگر ، معرفت به دانشى گفته مىشود كه محدود است و از طريق تفكّر به دست مىآيد و مسلّم است كه علم خداوند چنين نيست . ديگر اين كه حديثى از پيامبر ( ص ) نقل شده كه مىفرمايد : « انّ له ( تعالى ) تسعة و تسعين اسما من احصاها دخل الجنّة ، براى خداوند نود و نه ( 99 ) اسم است هر كس آنها را شماره كند ( و به آن ايمان و معرفت داشته باشد ) داخل بهشت مىشود » و اجماع علما بر اين است كه نام عارف از آن نود و نه ( 99 ) اسم نيست . « 1 »
--> ( 1 ) ابن ميثم اين مطلب را به عنوان يك اشكال طرح مىكند و سپس پاسخ مىگويد كه نامهاى خدا افزون بر اين تعداد است و شواهدى براى آن ذكر مىكند ( شرح نهج البلاغه ، ابن ميثم ، جلد 1 ، صفحهء 137 ) . بايد توجّه داشت كه حديث بالا در الدّر المنثور از صحيح بخارى و مسلم و مسند احمد و سنن ترمذى و كتب متعدد معروف ديگرى نقل شده است - الدّر المنثور ، جلد 3 ، صفحهء 147 ( پيام قرآن ، جلد 4 ، صفحهء 46 ) .